سيد محمد خالد غفارى
27
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
384 ق . م . در خانوادهاى كه پدر بر پدر پيشهء پزشكى داشتند ، متولّد شد . در هفده سالگى به آتن آمد و حدود بيست سال در آكادمى افلاطون تا هنگام مرگ استاد در زمرهء شاگردان او بود . در سال 343 ق . م . براى تعليم اسكندر به مقدونيّه رفت ، در سال 335 بعد از بازگشت به آتن ، مدرسهء مشهور خود را كه بعدا به حوزهء مشائيان مشهور شد بنا نهاد . « 1 » راه و روش تازهاى كه ارسطو در پيش گرفت ، تحليل و سنجش منطقى بود و اگر افلاطون با نيروى تخيّل محقّقين را به حيرت مىافكند ، ارسطو با نبوغ تحليلى خود آنها را به اعجاب مىآورد . خمير مايهء فلسفهء ارسطو بيش از هر چيز از تجزيه و تحليل فلسفهء هماهنگ و وحدت يافتهء افلاطون پديد آمد . ارسطو ، ابتدا با ديدى تحليلى و منطقى ، همه جنبههاى داستانى و عرفانى و شاعرانهء آن را كنار نهاد و سپس به تحليل آنچه از آن به جاى مانده بود پرداخت و با ترازوى خرد سنجيد . ارسطو پيشرو همهء فيلسوفان تحليلگر و سيستم ساز است و ابداع فنّ منطق حاصل ذهن تحليلگر اوست . وى كسى بود كه براى اوّلين بار دانش را به سه بخش : نظرى و عملى و سازنده - كه حوزهء هنرهاى زيباست - تقسيم كرد و دانش نظرى را هم به سه بخش متافيزيك ( فلسفهء اولى ) رياضيّات و طبيعيّات تقسيم كرد و هدف فلسفهء اولى را بررسى « وجود » و « علت نخستين » و « جوهر » مىدانست . موضوعات اساسى فلسفهء اولى يا متافيزيك او عبارتاند از : جوهر و عرض ، هيولى و صورت قوّه و فعل و علّت . ارسطو هم مانند افلاطون نفس را اصل حيات و حركت مىدانست و در عين اينكه آن را غير مادّى به شمار مىآورد - بر خلاف افلاطون - آن را جوهرى مغاير با بدن و مستقلّ از آن نمىشناخت و براى آن مراتبى از نباتى تا انسانى قائل بود و خورش و زايش و رويش در گياهان را ناشى از آن مىدانست . به نظر او نفس صورت جسد است و هيچ صورتى نمىتوان خارج از مادّه خود موجود باشد و لذا منكر تناسخ بود . از نظر ارسطو امتيازات نفس عبارتاند از : 1 . مبدأ حركت است . 2 . قابل علم است .
--> ( 1 ) تاريخ فلسفه در جهان اسلامى .